نقدي بر علي اكبر رائفي پور!
شايد اين روزها در بازار داغ روشن فكرها برخي اسامي برايتان آشنا باشد، از جمله اين اسامي شخصي است به نام علي اكبر رائفي پور كه ظاهرا با سخنراني هايش در مورد شيطان پرستي و فراماسونري و ... معروف شده است. خود من تا چند روز قبل نه ايشان را مي شناختم و نه سخنراني هاي ايشان را شنيده بودم.
اما اخيرا در وبلاگ يكي از دوستان كليپي از اين شخص به اصطلاح روشن فكر ديدم كه كه در قالب سخنراني در مورد فراماسونري افكار نژاد پرستانه و فاشيستي خود را به شنوندگان ديكته مي كند؛ ايشان در اين سخنراني هويت 35 ميليون تورك ايراني را بدون هيچ سند و مدركي زير سوال مي برد.
حتما ويدئوي سخنراني نژاپرستانه ي عي اكبر رائفي پور را مشاهده كنيد.
http://www.aparat.com/v/b4fda13184e80a58eb1388a0847dfbd520152
اما در پاسخ به ايشان تك تك جملاتي كه در اين كليپ مي فرمايند را بدون يك كلمه سانسور نوشته و پاسخ ايشان را در زير آن قيد مي كنيم. عين سخنراني ايشان با فونت سياه و بولد و پاسخشان فونت ريز و قهوه اي:
يكي از نشانه هاي اصلي كه به منزله نماياندن فراماسونري هست علامت هورن هند كورناتوئه؛ دست شاخدار كه به اين شكل مي گيرن دست همديگه؛
البته كه يكي از نشانه هاي اصلي ماسون ها دست شاخدار يا دست شيطان(Cornutoيا Horned hand) است كه معرف ابليس، شيطان و بز(نماد دجال يا شيطان) مي باشد.اين علامت ، يك علامت شناسايي مخصوص بين افرادي است كه در گروه هاي سري (شيطاني) عضو هستند.همچنين اين علامت در گروه هاي Heavy metal و Rock (كه گروه هاي شيطان پرست هستند)، به منظور اعلام وفاداري نوازنده ها به پيام موزيك و اعضاي گروه به كار مي رود.
البته اينجا عرض كنم هر گردي گردو نيست! چون اين الان در بين تركها به عنوان نماد ترك ها هم جا افتاده، به عنوان بوزقورد؛ اما نوك انگشتان اين شكلي اما رعايت نمي كنن، اين طوري مي گيرن! اونها دو دست مي گيرن، اينها يه دست مي گيرن!
ميزان مطالعه و تحقيق ايشان از همين جمله ايشان قابل فهم است، چرا كه تفاوت اين علامت و نماد بؤزقورد از زمين تا آسمان است. و در عكسهاي زير مي توانيد تفاوتهاي اين دو را به خوبي درك كنيد. البته علاوه بر تفاوتهاي آشكار در شكل ظاهري اين دو نماد، تفاوتهاي ديگري هم وجود دارد از جمله فلسفه وجودي و نحوه شكل گيري اين علامتها و محل استفاده و دليل استفاده از اين نمادها و ....
براي مشاهده عكسها در سايز بزرگتر روي آنها كليك كنيد!
نماد بؤزقورد اخيرا به عنوان نماد توركها استفاده نمي شود بلكه اين نماد هزاران سال قدمت دارد؛ در ضمن نماد بؤزقورد نشان همه توركها نيست و مختص توركان اغوز( توركهاي ايران و توركهاي آذربايجان و توركهاي توركيه) است. نماد بؤزقورد از يك افسانه قديمي توركان اغوز گرفته شده و هزاران سال قدمت دارد. اما نماد هورند هند و اصلا ماسونها از قرن 17 ميلادي و پس از دوران اصلاحات در اروپا ايجاد شده اند.
نماد بؤزقورد نشانگر گوشها و سر گرگ خاكستري كه در اساطير توركان اغوز حيوان مقدسي مي باشد و موجب احياي نسل توركان اغوز شده، است اما نماد هورند هند نشان دهنده شاخهاي بز است كه ماسونها بز را نماد شيطان يا دجال مي دانند. و ....
پس نمي توان هيچ ارتباطي بين اين دو نماد پيدا كرد.
بعد دليل داره ديگه؛ مثلا اگه يه نفر بره آذربايجان يا تركيه اينجوري بكنه، احتمال فراماسونري بودنش نيست. اما اگه يه نفر تو يه خواست ديگه اي كه هيچ ارتباطي با آذري ها و ترك ها نداره بياد اين نماد رو استفاده بكنه خوب اين بودار ميشه ماجرا!
آذربايجانيها و توركها خيلي خوب فرق اين دو نماد رو مي فهمند و ايشان مطمئن باشند اگه توي آذربايجان يا توركيه علامت هورند هند رو نشون بدهند به جاي بؤزقورد مشخص ميشه كه ماسون هستند و در ضمن اين نماد هر جايي استفاده نميشه! يعني اينطور نيست كه بري توي خيابون و به هر كسي رسيدي نماد رو نشون بدي! فرق اين دو نماد خيلي زياده و هر جايي استفاده بشه تشخيص داده ميشه!
خدمتتون عرض كنم كه اصلا خود اين نماد هم توسط فراماسونرها گنجانده شده به عنوان نشان و نماد تركها!
و اينجا دوباره عمق تحقيقات ايشون مشخص ميشه و من مجبورم حرفم رو تكرار بكنم كه نماد هورند هند حداكثر 250 سال پيش ابداع شده و به عنوان نماد ماسونها استفاده شده در حالي كه نماد بؤزقورد در بين توركان هزاران سال قدمت دارد و به زمان اولين اجداد توركان اغوز ميرسه! و توركها از هزاران سال پيش از اين نماد استفاده مي كردند.
علامت بؤزقورد ميدونم كه حالا برمي گرده به اون ماجراي گرگ خاكستري؛ بوز ميشه يخ ديگه؛ درسته؟ گرگ يخي يا گرگ خاكستري، مثلا رنگ يخ مد نظره كه طبق افسانه هاي ترك ها مي دونيد كه ما ايراني ها...
اولا اگر ايشان مي دانستند كه اين نماد به ماجراي گرگ خاكستري برميگرده ادعا نميكردند كه ماسونها اين رو بين توركها جا انداختند اما ثانيا ميزان آگاهي و مطالعه ايشان يك بار ديگه اينجا مشخص ميشود كه براي سخنراني به اين مهمي فرق بؤز(خاكستري) رو با بوز(يخ) نفهميده اند و حتي آنقدر سواد نداشته اند كه بفهمند چرا مي گويند خاكستري نه يخي! و به جاي فهميدن اين موضوع، براي گرگ يخي كه خودشان درست كردند فلسفه هم درست كردند كه منظور رنگ يخه!!!
اما ايشان از آنجايي كه در اين مورد اطلاعاتي ندارند با زيركي تمام موضوع رو عوض مي كنند. به آخر جمله ايشان توجه كنيد كه چطور تو سخنراني يه تيكه ميندازند و مثل آب خوردن موضوع رو عوض مي كنن! در اين مورد همه ما بايد پيش ايشان يك دوره ببينيم!
اينو من همين اول عرض كنم كه، اين شبهه رو برطرف كنم، خودمم خداييش نميدونم چرا كسي نميگه اينو تو مملكت ما، يعني برا خودمم سواله! يه همچين چيزي رو نميگن، نميدونم دليلش چيه؟؟!! تركها هيچ نسبتي و هيچ ربطي به آذري ها ندارند، كمپلت بايد اينها رو جدا كرد؛ تركها نسبشون قطعا ميرسه به چيني ها و مغول ها اما آذري ها نسب كاملا ايراني دارن!
ظاهرا ايشان ترفندهاي سخنراني رو خوب بلدن و علاوه بر عوض كردن موضوع مقدمه چيني رو هم خوب بلدن!
اما در جواب ايشان بايد گفت كه مطمئنا ايشان در ايران زندگي نمي كنن! چون در تمام رژيم شوونيستي و پان فارس پهلوي اين حرفهاي بي پايه و اساس رو مي گفتن و الان در جمهوري اسلامي و بعد از رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني كه دوباره بسياري از پستهاي حساس و مهم كشور به دست پان فارسها افتاد اين حرفها يكي از مهمترين بحث هاي كشوره و پان فارسها قصد دارن عقايد خودشون رو به ديگران تحميل كنند. اما اين كه چرا اين حرف ها رو به صورت رسمي اعلام نمي كنند تا خيال امثال ايشان راحت بشه واضحه! دليلش اينه كه عكس اين مطلب اثبات شده و توركهاي آذربايجاني 100 درصد هند-اروپايي نيستند كه اگر غير از اين بود تا به حال هزار بار به صورت رسمي اعلام مي كردند. تنها چيزي كه ايرانيها را به هم پيوند ميده اسلامه و لا غير!
در مورد نسب توركها هم كه از اطلاعات تكميلي ايشان بهره مند شديم. نسب توركها به مغولها نميرسه اما توركها و مغولها و ژاپني ها و كره اي ها و فنلانديها و مجارها و .... از يك ريشه هستند، از نژاد آلتاي! در ضمن چيني ها هيچ نسبتي با توركها يا مغول ها ندارند و امپراطوري هاي تورك همواره با چيني ها درگير بودند.
اما ايشان با چه سند و مدركي ميگن كه آذري ها هيچ ربطي به توركها ندارن؟!! اصلا اين موضوع در حيطه اي نيست كه به ايشون ربطي داشته باشه!! و آذربايجاني ها خودشون بهتر مي دونن كه كي هستن و نسبشون به كجا ميرسه! امثال ايشون لازم نيست براي ما تصميم بگيرند. آذري مخفف كلمه آذربايجانيه و براي راحتي به جاي آذربايجاني ميگن آذري. آذري زبان نيست بلكه اسم يك منطقه است همانطور كه ايراني زبان نيست! زبان آذريها توركي آذربايجاني و يا توركي آذري هست. و همانطور كه نظامي شاعر بزرگ آذربايجان گفته:
پدر در پدر مر مرا ترك بود
كه هر يك به نيرو يكي گرگ بود
آيا صرف دو تا جمله ميشه موضوع به اين مهمي رو اثبات كرد؟؟؟!
اصلا حضرت زرتشت يكي از روايتي كه وجود داره در آذربايجان محشور شده، به رسالت رسيده! خدمتتون عرض بكنم كه قله سبلان اگه بريد بالاي قله سبلان اونجا يه سنگي هست ميگن حضرت زرتشت اومده اينجا چلّه نشيني كرده و به رسالت رسيده! يا اردبيلي ها آب سبلان رو آب مقدسي مي دونند، چشمه هاي سبلان رو!
در اينكه حضرت زرتشت در آذربايجان به دنيا اومده و محشور شده هيچ شكي نيست چرا كه خود اوستا اين رو به صراحت ميگه! در مقدس بودن سبلان هم شكي نيست چرا كه نام اصلي و توركي سبلان يعني ساوالان(كه در زمان رژيم پهلوي عوض شده) دقيقا اشاره به محشور شدن حضرت زرتشت داره!
ساو: وحي
آلان: گيرنده، دريافت كننده
ساوالان: يعني وحي گيرنده كه منظور دريافت وحي حضرت زرتشت در اين قله است و اصلا به خاطر حضرت زرتشت به اين قله ميگن ساوالان يا سبلان شما! و مقدس بودن آب سبلان و سنگ و اينها مربوط به همينه!
اما اينها چه ربطي به تورك نبودن آذري ها داره؟؟؟!!! لابد حضرت زرتشت رو جزو اقوام آريايي حساب كردن ايشون!
در حالي كه اين مطلب تا زماني كه ثابت بشه مادها جزو اقوام هند-اروپايي بودن، اثبات نميشه!!! كه خود اين الان يك نكته مبهم تو تاريخه!
پژوهش هاي علمي نشون ميده كه زبون اسلاف مادها يعني گوتيان و لولوبي ها همچنين زبان خود مادي ها قرابت بسيار با زبان ايلامي دارد كه خود اين غير آريايي بودن مادها و در نتيجه زرتشت رو نشون ميده! عده زيادي از جمله " اوپر" و "مار" و "م.د. دياكونوف" و "هرودوت" و "ريچارد فراي" و "ا.م دياكونوف" و "پروفسور ذهتابي"... اعتقاد دارن كه مادها آريايي نيستند. و كساني مثل "رحيم رئيس نيا" و " پيرنيا" و " كسروي" كه صاحب نظران رژيم پهلوي بودن و پان فارس بودنشون براي همه اثبات شده بدون هيچ دليلي مادها را آريايي مي دانند.
توركهاي آذربايجاني در منطقه آذربايجان تاريخي 7000 ساله دارن و در تورك بودنشون هيچ شكي نيست.
آذري ها ايراني هستند(يعني در مرزهاي سياسي كشوري به نام ايران زندگي مي كنند و كشورشان ايران است) اما هند-اروپايي يا آريايي نيستند!
اصلا آذربايجان: آتروپاتگان؛ سرزمين آتش! كاملا ايراني!
منظور ايشان از ايراني آرياييه! مثلا قصد دارن افكار پان فارسيشون رو پشت كلمه ايران قايم كنند. و باز هم اطلاعات ناقص ايشان؛ آتروپاتگان به معني سرزمين آتش نيست بلكه آتروپاتگان نام سردار آذربايجاني است كه در زمان حمله اسكندر به مقابله برخاست و اجازه نداد اسكندر چند روز بيشتر آذربايجان رو اشغال كنه! كلمه اي كه ايشان مد نظر دارند آذربادگان هست كه در زبان پهلوي به معني سرزمين آتش است.
اما ايشون وجه تسميه سوم آذربايجان رو فراموش كردن، آذربايجان يا همون آذربايگان يه كلمه كاملا توركي هست.
آذ: در لغت به معني اغور و نيت خير و نام طايفه اي تورك زبان نيز بوده است.
ار: داراي منشا توركي و به معني فرد، انسان، مرد و جوان مرد است.
باي: بي، بيك، بيگ، بگ، به معني توانگر، رئيس قبيله، حاكم، ....
گان: در زبان هاي توركي با قبول تغييرات آوايي داراي معاني زيادي چون پدر، خاقان و ... مي شود.
آذر= آذ+ار، در زبان توركي به معناي مبارك و ميمون و نيز سرخ گون است.
اكنون با توجه به مراتب مذكور، آذربايگان بنا به دريافت "سيدوف" به معني "پدر توانگر انسان آذ" و به عبارت ديگر به معني "پدر توانگر مبارك" مي باشد.
و نامهاي توركي ديگر موجود در اين مناطق كه سابقه اي چندين هزار ساله دارن گواه تورك نشين بودن اين مناطقه!
اما بعدها بر اثر حمله تركها و مغول زبان خودشون رو غالب كردن، زبان آذري متفاوت از زبان تركي است! الان در نزديكي خلخال و هرزند مرند هنوز به زبان آذري كلماتي وجود داره، دارند صحبت مي كنند وگرنه متاسفانه كاملا از بين رفته!
و بالاخره مشخص شد كه ايشون اين حرفهارو از كجا مي زنن و منبعشون چيه!! "رساله آذري يا زبان باستان آذربايجان" نوشته احمد كسروي تبريزي!
در مورد اين شخص در ادامه حرف مي زنيم اما چند سوال از اين جناب به اصطلاح روشن فكر:
- اگه مغول ها زبان ما رو عوض كردن پس چرا به ما زبان مغولي ياد ندادن؟ يا اصلا چرا فقط به آذربايجاني ها توركي ياد دادن نه به بقيه مردم ايران؟مغولها كه كل ايرانو اشغال كرده بودن!
- اگه ما به زور تركهاي سلجوقي و صفوي تورك شديم باز همان سوال پيش مياد! چرا فقط زبان مردم آذربايجان رو عوض كردن و به ما توركي ياد دادن؟ اونها كه پايتختشون آذربايجان نبود؟ مثلا چرا زبون اصفهاني ها رو عوض نكردن و به اونا توركي ياد ندادن؟
اينها سوالاتي هستند كه خود احمد كسروي هم هيچگاه جواب آنها را نداد. اما در مورد احمد كسروي تبريزي! خود فروخته اي كه با همين كتاب مشهور شد و در دربار رژيم پهلوي صاحب مقام شد. معروفترين فردي كه مروج نظريه زبان آذري دري و نژاد به اصطلاح پاك آريايي در ايران مي باشد احمد كسروي است . اين فرد سوابق بسياري در اسلام ستيزي و شيعه ستيزي دارد و بسياري او را جاسوس انگليس و از تفرقه اندازان ميان مسلمانان بشمار مي آورند ايشان ديني بنام پاك ديني كه آميخته اي از آيين مجوس و اسلام و نظريات خود بنا نهاده و ادعاي پيامبر نموده و كتاب بنياد ورجاوند را نعوذبالله همسنگ قران دانسته اند وي از نظر بسياري از دانشمندان اسلامي فردي فاسد و خائن بشمار مي رفت و در نهايت به دست دو برادر به نامهاي علي و حسين امامي از اعضاي حزب فدائيان اسلام با ضربات چاقو كشته شد و جسد او به قبرستان شهر راه داده نشد و در شمال تهران و در مرداب دره شمران دفن شد.
امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي كه نه تورك بود و نه تجزيه طلب، كسروي را« فردي فتنه انگيز ابله و بيخرد و بيچاره و تهي مغز و گزاف گوي روشن و دروغ پرداز آشكار»1 معرفي نموده و در قسمتي از كتاب كشف الاسرار او را كاسه ليس استعمار گران و دشمن دين و استقلال كشور دانسته و مي فرمايند: :«استعمارگران نقشه هاي خود را با بعضي در ميان گذاشتند وآن كس كه با تمام مقاصد آنها همراه شد ديكتاتوري بيهوش رضاخان بود شما و آن ارباب بيخرد افيوني شما ته مانده كاسه آنها را مي ليسيدو بدون آنكه اصلا قوه تميز داشته باشيد بر ضد دين و كشور و استقلال مملكت كتابچه هاي ننگين خود را پخش مي كنيد »2ونيزمي فرمايند:«شما در يك كتابچه چندصفحه اينقدر خيانت مرتكب شديد ودروغپردازيها كرديد حق نداريد وظيفه براي هيچ كس تعيين كنيد شما خود قاچاق هستيد و در حزب جنايتكاران در شماريد »3همچنين امام او را جزو«افسار گسيخته هايي كه بيخردانه و كور كورانه سينه دين و كشور را مي زنند»4 مي دانند و مي فرمايند:«قانون اسلام خون شما را هدر مي كند و دست دزدي شما را كوتاه ميكند»5 و درباره دعوت او به باستان گرايي نيز مي نويسند:« اين نويسنده بيخرد در كمال بيشرمي از آئين خود بدين پاك نام مي برد با آنكه سوابق آن مرد ابله در تبريزو تهران در دست است وآنها كه اورا ميشناسند به نا پاكي و خلاف عفت ميشناسند چنين عنصري كه خود ناپاكترين عناصر است مي خواهد مردم را به آئين ناپاك كه آئين زرتشت موهوم است دعوت كند »6 در مورد ناپاكي وفساد اخلاقي كسروي قابل ذكر است كه او خود دريكي از كتابهايش صريحا به استعمال ترياك اعتراف مي كند7.
1ـامام و روحانيت مجموعه ديدگاهها و سخنان امام در باره روحانيت ـگرد آوري دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ـ1362ه. ش ص 22
2ـ امام و روحانيت مجموعه ديدگاهها و سخنان امام در باره روحانيت ـگرد آوري دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ـ1362ه. ش ص 33
3ـ همان منبع ص29
4ـ همان منبع ص24
5ـ همان منبع ص29
6ـ همان منبع ص22
7ـ احمد كسروي،زندگاني من،چرا از عدليه بيرون آمدم،صفحه ۴۴۶ و ۴۴۷
حال به نظر نمي رسد چنين شخصي منبع و مدرك موثق و معتبري باشد.
بيشترين تناقض گويي كسروي در اين كتاب 56 صفحه اي اين است كه با استناد به 4 روستاي غير تورك زبان در اطراف مرند كه هنگام حمله انوشيروان به آذربايجان به عوامل نظامي به آن منطقه آورده شده بودند، مردم آذربايجان را برخلاف نوشته هاي پيشين خود مانند تاريخ 18 ساله آذربايجان يا مقالاتي كه در روزنامه هاي سوري مانند حبل المتين و العرفان مي نوشت، آذري معرفي مي داند و عنوان مي كند كه بعد از حمله مغول و حكومت هاي سلجوقيان و صفوي زبان خود را تغيير داده اند. كسروي و دوستانش علاوه بر اينكه به سوالات بالا جواب ندادند طي مراسمي در 26 آذر اقدام به سوزاندن هزاران جلد كتاب توركي كردند.
اما از نگاه زبان شناسي كاملا ميشه ريشه يابي كرد؛ مثلا شما عنايت داشته باشيد شعر مولانا رو، مولانا خطاب به شمس تبريزي ميگه كه :
كه شمس الدين تبريزي*****بفرمايد مرا بوري
مرا گويد بيا بوري*****كه من باغم تو زنبوري
كه تا خونت عسل گردد*****كه تا مومت شود نوري
ببين يعني آذري ها به جاي كلمه گَل از چي استفاده مي كردن؟ از بوري يعني بيا! و اين بوري در بقيه لهجه هاي ايراني هم وجود داره، وره در كردي به همون معناي بيا و برو استفاده ميشه؛ درسته؟ و خيلي كلمات ديگه كه ثابت شدست.
راجع به شعر ايشان اول بايد بگويند كه به چه دليل اين كلمه را با زبانهاي هند-اروپايي ريشه يابي كردند؟ ثانيا بايد بفرمايند كه از كجا فهميدند معني اين كلمه ميشود "بيا"؟ و ثالثا شباهت بوري با وره چيست؟؟؟؟
اما از ديدگاه زبان شناسي بوري كلمه اي است كاملا توركي:
- بوري: بوريي بوروي شكل قديمي واژه بويور به معني بفرماييد!
- بوري: واژه بوري يا بورا به معني اينجا!
اگر معني اين كلمه را بيا فرض كنيم، كه بعيد به نظر مي رسد، چون در اين صورت اين مصرع بي معني مي شود:
مرا گويد بيا بوري: كه ميشه مرا گويد بيا بيا!!! كه كاملا بي معني مي شود ولي اگر هم اين معني را داشته باشد باز بوري كلمه اي توركي است.
ولي معناي ديگر اين كلمه به معناي "اينجا" بيشتر در اين شعر صدق مي كند كه باز هم كلمه اي توركي است.
و هيچ رابطه منطقي بين بوري و وَرَه به معني برو و بيا(دو معني كاملا متضاد!!!) نمي توان پيدا كرد.
و ايشان بايد به اين سوال هم پاسخ دهند كه اگر يك بيت شعر مي تواند دليل منطقي براي اين ادعا باشد پس با هزاران هزار بيت شعر توركي مولانا و نظامي و فضولي و نسيمي و ... تورك نشين بودن اين مناطق مشخص مي شود.
و درباره خيلي كلمات ديگه كه ثابت شده است: اولا ايشان لطف كنند چند تا از اين كلمات را ذكر كنند! و ثانيا براي چه كسي ثابت شده است؟ براي ايشان؟براي امثال كسروي و تقي زاده و پير نيا؟
از ديدگاه زبان شناسي صرف كلمه مطرح نيست، مثلا من الان دارم ميگم سلام! آقا اين عربه! چون داره ميگه سلام حتما اين عربه! نه كي گفته؟!!
در اينجا خود ايشان حرف قبليشونو در مورد بوري و شعر مولانا نقض مي كنند!
من بايد از ديدگاه زبان شناسانه نگاه بكنم:مثال واستون مي زنم؛ مثلا انگليسي ها چي رو نماد سفيدي مي دونن؟ برف رو؟ قند رو؟ چي رو نماد زيبايي مي دونن؟ ماه رو؟ مثل ماه زيبا؟ مثل گل زيبا؟ مثل غزال زيبا؟ چي رو نماد زيبايي مي دونن؟ خوب الان شما بيايد نگاه بكنيد آذري هاي ما و بقيه اقوام ايراني ثابته، يكسانه! يعني حتي اگه زبان تركي رو ياد گرفته، هنوز هم ماه رو نماد زيبايي مي دونه! فقط به جاي ماه داره ميگه آي! و دلايل خيلي زيادي هست، حتما بهتون ميگم مطالعه بفرماييد!
اما از اين ديدگاه زبان شناسي ابتدا بايد گفت كه اين مسئله به محيط پيرامون مردم بستگي دارد نه نژاد آنها! هر قومي از پديده ها يا اشكالي كه در محيط پيرامونش وجود دارد و نسبت به آنها احساس مثبتي دارد براي هر ويژگي يا حالتي براي خود نمادهايي بر مي گزيند و با گذشت زمان اين نمادها معناي عميقتر و كلي تري پيدا مي كنند. پس نمادهاي يك ملت به محيط پيرامون آن ملت بستگي دارد نه نژاد و نسب آنها!!
اما اگر از همين ديدگاه بررسي شود اتفاقا آذري ها با توركها شباهت و نزديكي بيشتري دارند، اول در مورد اينكه چرا آذري ها ماه رو نماد زيبايي مي دونن ايشان بايد مطالعاتشان را افزايش دهند. ماه و ستاره(آي اولدوز) نماد مشترك توركهاي تمام دنياست و در پرچمهاي هر هفت كشور تورك قرقيزستان و قزاقستان و اوزبكستان و توركمنستان و توركيه و قبرس شمالي و آذربايجان و 13 جمهوري خودمختار تورك نماد ماه ستاره را به وضوح مي توان ديد و همينطور توركهاي ايران ماه ستاره را نماد خود و نماد زيبايي مي دانند.
دقيقا به همين دليل است كه نماد اصلي "جهان تورك" با ماه ستاره درست شده است. دليل اينكه در پرچمهاي كشورهاي عربي غرب آسيا و غرب خاور ميانه و شمال آفريقا(ليبي و الجزاير و تونس و ...) نماد ماه ستاره وجود دارد اين است كه امپراطوري عثماني قرنها در اين مناطق حكومت مي كرد و اين نمادها آثار امپراطوري عثماني در اين مناطق است. همينطور كشورهاي آسياي شرقي و شمال شرقي و آسياي مركزي(مالزي و پاكستان و ...) به دليل امپراطوري هاي هون و سلجوقي!
اما متاسفانه الان دستهايي تو كاره كه آذربايجان رو تجزيه بكنه كه با جمهوري آذربايجان يه كشوري بشه و همين نماد رو (بؤزقورد) الان پيرن عثمان كردن! ميگن كه نماد تركهاست و فلان و ...! اصلا هيچ ربطي نداره! اين كه چرا گفته نميشه واقعا واسه من جاي سواله! اين غفلته؟! عمده؟! چيه؟! نميدونم! كه ان شا الله غفلت باشه!
در مورد آذربايجان و ايران همين يك جمله از استاد شهريار كافيست كه مي فرمايند:
تا باشد آذربايجان پيوند ايران است و بس
اين گفت با صوتي رسا «فرياد آذربايجان»
اما در مورد تجزيه طلبي ايشان بايد بدانند كه بيشترين خطر تجزيه در ايران متوجه اكراد شورشي است كه با تشكيل چندين گروهك تروريستي و مسلح هر روز اقدام به ترور و بمب گذاري در كردستان و جنوب غرب آذربايجان مي كنند. اينها كه آريايي هستند و نژادشان با شما يكي است چرا شورش مي كنند و ادعاي استقلال مي كنند؟
يا بلوچها در جنوب شرق و عربها در جنوب غرب؟ پس يك مسئله اي هست كه همه اينها خواهان استقلال و تجزيه هستند! 98 درصد جمعيت ايران به اين دليل با امام خميني بيعت كردند كه امام هميشه مي گفت اسلام!
امام هميشه مي گفت اسلام! نه ايران! نه پارس! و همين بود كه ايرانيها متحد شدند و در دفاع مقدس آن حماسه را آفريدند. اما اكنون كه تيم ملي ما با شعار ستاره هاي پارسي در جام جهاني و شاهزاده هاي پارسي در جام ملت ها حاضر مي شود انتظار نداشته باشيد كه ما از آن تيم حمايت كنيم! انتظار نداشته باشيد كه وقتي قصد دارند واحد پول كشور را بكنند پارسي ما متحد باشيم با شما!
خواسته توركهاي ايران رسمي شدن زبان جمعيت 35 ميليون نفري آنهاست!
خواسته توركهاي ايران اجراي اصل 15 و 19 قانون اساسي است!
خواسته توركهاي ايران عدالت و برابري است براي همه! تورك و كرد و عرب و فارس و بلوچ و گيلك و....!
خواسته توركهاي ايران احترام به حقوق اوليه آنهاست!
خواسته توركهاي ايران اينهاست نه تجزيه! و براي گرفتن اين حقوق همانطور كه مسلمان بودن و تورك بودنمان ايجاب مي كند تا پاي جان تلاش مي كنيم!
ساواش قوشاچايلي: www.AZERBAYCAN.arzublog.com

