زبان آذری
زبان آذری را باید دنباله زبان مادی دانست. هیچ مدرک تاریخی در دست نیست که نشان دهد پیش از غلبه ترکی زبان دیگری جانشین زبان مادی در آذربایجان شده باشد. جز آن که میتوان تصور کرد که زبان اشکانی و سپس پارسی به نوبت در مرکزهای بزرگ آذربایجان تا اندازهای رواج یافته و اثرهایی در آذری به وجود آوردهاست. چون از زبان مادی باستان اثر مستقلی در دست نیست و از آن جز برخی اصطلاحها و نامها و واژههای پراکنده، بیشتر در کتیبههای هخامنشی، به جا نماندهاست، تشخیص دقیقتر آذری و خصوصیات آن تنها از مطالعه آثار آذری دوره اسلامی و همچنین بقایای آذری در آذربایجان کنونی امکانپذیر است.
آذری پس از حمله عربها
پروفسور ولادمیر مینورسکی در رابطه با زبان آذری میگوید: «مردمان بومی و اصیل یکجانشین روستایی و کشاورز آذربایجان در دوران فتح اعراب به لقب تحقیر آمیز علوج (غیرعرب)خطاب میشدند. اینها به گویشهای متفاوتی همچون آذری و تالشی تکلّم میکردند که هنوز هم امروز جزیرههایی از این زبانها در میان مردمان ترکزبان آذربایجان دیده میشود. تنها سلاح این جمعیت آرام و صلحجوی روستایی فلاخَن بود و بابک خرّمدین با پشتیبانیِ این گروه بر ضد خلیفه قیام کرد.» [۱]
پروفسور گیلبرت لاژارد هم میگوید: «زبان آذری در حوزه آذربایجان رواج داشت و یک زبان مهم ایرانی بود که مسعودی آن را در کنار دری و پهلوی نام میبرد»[۲]
سخن گفتن به آذری در آذربایجان طی نخستین قرنهای اسلامی در کتابهای گوناگون روشن شدهاست. قدیمیترین مرجع در این راستا، گفته ابن مقفع (متوفی۱۴۲ هجری/۷۵۹ میلادی) به نقل ابن ندیم است که زبان آذربایجان را پهلوی(الفهلویه)، منسوب به فهله، یعنی سرزمینی دربرگیرنده اصفهان، ری، همدان، ماه نهاوند و آذربایجان، میشمارد(الفهرست، به کوشش فوگل، ۱۳). همین قول در عبارت حمزه اصفهانی (به نفل یاقوت در معجم البلدان) و مفاتیح العلوم خوارزمی منعکس است.
ذکر واژه آذری را پس از ابن مقفع در کتاب البلدان یعقوبی میتوان یافت که نزدیک ۲۷۸ هجری/۸۹۱ قمری نوشته شدهاست. وی مردم آذربایجان را مخلوطی از ایرانیان آذری و جاودانیهٔ قدیم میشمارد و به نظر میرسد منظورش آذربایجانیهای مسلمان و آذربایجانیهای پیرو بابک خرّمدین است. ابن حوقل(متوفی ۳۷۱ هجری/ ۹۸۱ میلادی) نوشتهاست: «زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمنستان ایرانی(الفارسیه) است که آنها را به هم پیوند میزند و عربی نیز میان آنان به کار میرود و از آنان که به پارسی سخن میگوید، کمتر کسی است که عربی را نفهمد...»[۳]
یاقوت حموی میگوید: «مردم آذربایجان را زبانی است که آن را آذری (الاذریه) مینامند و مفهوم کسی جز آنان نیست[۴] رواج آذری را همزمان حمله مغول تایید میکند. زکریا بن محمد قزوینی در آثار البلاد که در ۶۷۴ هجری/۱۲۷۵ میلادی نوشته شدهاست میگوید که: «هیچ شهری از دستبرد ترکان محفوظ نمانده است مگر تبریز». چنین بر میآید که دست کم تا زمان اباقا از کارایی ترکی بر کنار بودهاست.
مردم آذربایجان پیش از رواج ترکی به زبانی که از گویشهای مهم ایران بوده و به فراخور نام آذربایجان آذری خوانده میشدهاست، سخن میگفتهاند.آن زبان که با زبان ری و همدان و اصفهان از یک دست بودهاست، تا سدهی دهم و به گمان بسیار مدتها پس از آن نیز زبان غالب آذربایجان بودهاست.
فراموش شدن زبان آذری
در اثر هجوم ترکهای آسیای مرکزی به آذربایجان و دیگر عوامل که عموماً در فاصله سدههای هفتم تا دهم هجری رخ دادهاست و ادامه این تهاجم، زبان ترکی کم کم زبان آذری را به بوته فراموشی سپرده، خود جای آنرا گرفتهاست.
پروفسور پیتر گلدن در صفحه ۳۸۶ کتاب خود که یکی از جامع ترین کتابها درباره تاریخ گروههای مختلف ترک چاپ شدهاست روند ترکی زبان شدن آذربایجان را به سه مرحله بخش کرده است[۵]: نخست ورود سلجوقیان و مهاجرت قبایل اغوز به ناحیه آذربایجان و آران و آناتولی، دوم حمله مغولان که بیشتر سربازان شان ترکتبار بودند، و سوم دوران صفویان که بسیاری از قبایل اغوز-ترکمان قزلباش از آنوتولی به ایران سرازیر شدند.
دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن تیرههای ترک به آذربایجان مینویسد: پیشامدهای متناوب یکی پس از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. با نفوذ اقوام ترک و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد. در دوران مغولها که بیشتر سربازان آنان ترک بودند و آذربایجان را تختگاه خود قرار دادند، ترکان در آن جا نفوذ گستردهای یافتند. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آنها در آذربایجان بیش از پیش مایه رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگها و عصیانهایی که در فاصله بر افتادن و برخاستن صفویان پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباشهای ترک نیز مزید بر چرایی شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید.
ولادیمیر مینورسکی در دانشنامه اسلام فرایند تغییر زبان مردم آذربایجان را چنین توضیح میدهد: در حدود قرن شش هجری تحت لوای سلجوقیان قبیله غوز ابتدا در تعداد اندک و سپس در تعداد قابل توجهی آذربایجان را اشغال مینمایند. در نتیجه مردمان ایرانیزبان آذربایجان و نواحی ماوراء قفقاز تبدیل به ترکزبان شدند، هرچند که ویژگیهای تمایزبخش زبان ترکی آذربایجانی، مانند آواهای پارسی و نادیده گرفتن تطابق صوتی، منشا غیرترکی جمعیت ترکزبان شده را منعکس میکند. [۶]
ریچارد فرای نیز زبان آذری را زبانی گسترده و زبان اصلی در جغرافیای آذربایجان میداند. به نظر وی این زبان غالب آذربایجان از قرن چهاردم میلادی به طور تدریجی جایگاهش را به ترکی آذربایجان داد.[۷]
پروفسور ژان دورینگ شرقشناس و موسیقیدان نیز تایید میکند که شهر تبریز در قرن ۱۵ میلادی هنوز ترکزبان نشده بود. [۸]
گویشهای کنونی آذری
باوجود تضعیف زبان آذری از زمان غلبه مغول، گویشهای آن زبان به گونه کامل از میان نرفته، بلکه هنوز به گونه پراکنده و بیشتر با نام تاتی با آنها سخن میگویند. این گویشها از شمال به جنوب به عبارتاند از:
- کرینگان از روستاهای دیزمار خاوری از بخش ورزقان شهرستان اهر
- کلاسور و خوینهرود از روستاهای بخش کلیبر شهرستان اهر
- گلین قیه از روستاهای هرزند از بخش زنوز شهرستان مرند
- عنبران از بخش نمین شهرستان اردبیل
- بیشتر روستاهای بخش شاهرود خلخال
- شماری از روستاهای طارم علیا
- روستاهای اطراف رامند و جنوب غربی قزوین
- تالش از اللهبخش محله و شاندرمین در جنوب، تا تالش شوروی پیشین در شمال که اصولاً به زبانهای تاتی آذربایجان بازبستهاند.[۹]